کد خبر : 155
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۲ میزان ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۳

کرزی؛ رئیس روزگار فرصت‌های طلایی

علی امیری حامد کرزی از کاخ ریاست جمهوری رفت. این یک دست‌آورد است. اما ارزیابی میراث او، علاوه بر مهارت و خون‌سردی، زمانی بسیار نیز لازم دارد. فعلا به سختی می‌توان ابعاد اقدامات او را سنجید و تأثیر آن‌ها را بالای سیاست و اقتصاد و فرهنگ افغانستان نشان داد. عجالتا تنها می‌توان سیمای کلی‌ایِ از

علی امیری
حامد کرزی از کاخ ریاست جمهوری رفت. این یک دست‌آورد است. اما ارزیابی میراث او، علاوه بر مهارت و خون‌سردی، زمانی بسیار نیز لازم دارد. فعلا به سختی می‌توان ابعاد اقدامات او را سنجید و تأثیر آن‌ها را بالای سیاست و اقتصاد و فرهنگ افغانستان نشان داد. عجالتا تنها می‌توان سیمای کلی‌ایِ از عهد حاکمیت او ترسیم کرد.

در واپسین روزهای حضور حامدکرزی در ارگ، تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی مستندی به نام «یک روز از زندگی حامد کرزی» ساخته است. می‌نه‌بکتاش و ایمل پسرلی، دو خبر نگار بی‌بی‌سی، در دفتر ریاست جمهوری نشسته، با پرسیدن از نام دختران رئیس جمهور و آینده پسرش و رفتار چالاک و قدم‌زدن تیز او و حتی شیوه و سبک لباس او، وی را «رئیس دوران دشواری» خوانده است. این مستند با چاشنی مخالفت دایم کرزی با امریکا و اذعان به اینکه حامد کرزی کشور بی‌ثباتی را به خلف خود به میراث می‌گذارد، به پایان می‌رسد. به هرحال، سنجش دست و منصفانهٔ تمام ابعاد اقدامات حامد کرزی را نیاز به بررسی و زمان بیشتر دارد ولی با کار نامه او به اندازه‌ای این مستند هم نمی‌توان ساده و عاطفی برخورد کرد. در حد امکان باید بکوشیم که سیمای واقع بینانه‌تری از او ترسیم نماییم.

حامد کرزی از‌‌ همان آغاز جوانی به سیاست و قدرت سیاسی علاقه‌مند بود و با سفارت‌های خارجی از جمله سفارت ایالات متحده، تماس‌هایی داشت. از آغاز دهۀ هفتاد به‌تدریج خانواده کرزی‌ها، به خصوص محمود و قیوم، در امریکا به تجارت مشغول شدند، اما حامد همچنان در حاشیهٔ سیاست افغانستان مترصد فرصت باقی ماند. پدرش عبدالاحدخان کرزی سناتور دوران شاهی بود و خانواده کرزی‌ها حد اقل از دوران ظاهر شاه بدین سو طعم قدرت و سیاست را کم و بیش چشیده بودند. حامد جوان در دوران دولت مجاهدین مدتی به معاونت وزات خارجه رسید و در عکس سیاه و سفیدی که از یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتی صبغت الله مجددی، از دوران کوتاه ریاستش باقی مانده است، با فاصله کمتر از دو م‌تر، مرد جوانی را می‌بینیم که با ریش سیاه و نیکتایی، پشت می‌زی نشسته است. این مرد‌‌ همان حامد کرزی است. در دولت طالبان نیز او چندی این پست را تصدی کرد. در دوران جنگ‌های داخلی جناح‌های مجاهدین، حامد کرزی یک چندی به عنوان اسیر در زندان شورای نظار جمعیت اسلامی سپری کرد، اما نحوۀ رهایی او از زندان خود راز آلود‌تر از آن است که به این سادگی روشن شود. ادعاهای وجود دارد که حامد زندانی با پول رشوت شرکت‌های هانی برتون، یونیکال و بریداس که بعد‌ها به حامیان مالی گروه طالبان بدل شدند، آزاد شد. این مدعیات را نمی‌توان به آسانی رد یا تأیید کرد. اما مایکل مور خبرنگار امریکایی، سازندۀ مستند «فار‌‌نهایت ۹/۱۱» به نقش بسیار از «افغان- امریکن»‌ها از جلمه حامد کرزی در پدید آوری جنبش طالبان به صراحت اشاره دارد. حامد کرزی به طور رسمی گفته است که امید وار بوده است که طالبان باعث ایجا صلح در کشور شود و شخصا پنجا هزار دالر در ایجاد این گروه کمک نقدی کرده است. ادعایی که مخالفانش آن را به تلاش برای اسیتلای قومی به یک سرزمین چند قومی تعبیر کرده‌اند. در سال ۱۹۹۹ با کشته شدن عبدالاحد کرزی توسط افراد گروه طالبان، خاندان کرزی‌ها در برابر گروه طالبان قرار گرفت و به خصوص مرگ پدر کمک کرد تا حامد کرزی از خود سیمای یک مخالف موجه طابان ترسیم کند.

در زمانی که جهان در یک قلعۀ قدیمی بر فراز تپۀ پترزبورگ در شهر بن آلمان برای افغانستان تصمیم می‌گرفت، حامد کرزی با تجهیزاتی که سفارت امریکا در اسلام آباد در اختیارش گذاشت، راهی کوه‌های ارزگان شد. این آغاز وردی کسی به صحنه بازی بود که در سیزده سالی بعد از آن، همواره نقش اول را در سیاست و اقتصاد افغانستان بازی کرد.

اعضای شرکت کننده در کنفرانس بن به فرد نزدیک به شاه سابق نظر داشتند. از این رو ستارۀ اقبال عبدالستار سیرت که در درگیری‌ها نیز رد پایی از خود برجا نگذاشته بود، درخشان می‌نمود، اما فشار زلمی خلیل زاد توجهات را به مردی در حاشیه شهر‌ترین کوت جلب کرد: حامد کرزی. کرزی مردی بود که امریکایی‌ها او را از مدت‌ها قبل برای بازی کردن این نقش آماده کرده بود. جورج بوش رئیس جمهور سابق امریکا، در کتاب خاطرات خود، «نقطه‌های تصمیم» از نخستین باری که نام کرزی را شنیده است، سخن گفته است. او می‌گوید من از سازمان سیا خواستار معلومات در بارۀ حامد کرزی شدم. پاسخ سازمان سیا به بوش جالب و قابل توجه می‌باشد: «نگران نباشید از خود ما است». برابر روایت احمد رشید، پاکستانی‌ها نیز از حامد کرزی ناراضی نبود و بر گزنیه احتمالی دیگر پا فشاری نداشت؛ محمدجواد ظریف وزیر خارجه کنونی ایران هیئت ایرانی را در کنفرانس بن سر پرستی می‌کرد و در همکاری نزدیک با امریکا کار می‌نمود. جانب ایران نیز باکرزی مخالف نبود. بدین سان به قدرت رسیدن حامد کرزی حاصل یک اجماع بین المللی بود. در سیزده سال گذشته جامعه بین المللی، دایه مهربانی برای ین کودک مشترکشان بوده است. کرزی نقطۀ وصل همه شده بود. ایرانی‌ها به دفتر او پول می‌داد؛ امریکایی‌ها او را عزیز می‌داشت و دیگران نیز او را پول و حمایت و جایزه و لقب عطا می‌کردند. در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در ۲۰۰۸، از جان مک کین جمهوری خواه حمایت کرد و در کمپاینی با حضور ساراپلن، رهبر تی پارتی (جناح رادیکال جمهور خواهان) حاضر شد و با اعتماد به نفس پرسش‌های خبرنگاران پاسخ گفت. او در کابل از محمود احمدی‌نژاد به گرمی استقبال می‌کرد و در عربستان بر دست ملک فهد به عنوان «خادم الحرمین الشریفین» بوسه می‌زد. در تهران به دیدار آیت الله خامنه‌ای رفت و در ارگ ریاست جمهوری مدالی بر سینه جورج بوش چسپاند. در حقیقت همه دایه‌ها قبول کرده بود که او نازدانه است و باید این حق و امتیاز را داشته باشد. کرزی بدین ترتیب حاکم یکی از طلایی‌ترین دوره‌های تاریخ افغانستان شد؛ هم از حمایت بین المللی بی‌سابقه برخوردار بود، هم از منابع مالی سرشار بهره‌مند بود و هم اردوی رایگان و آماده خدمت در اختیار داشت.

این وضعیت اما، حامد کرزی را بر سر یک دو راهی مهم قرار داده بود: دو راهی گذشته و آینده. او می‌توانست مرد تاریخ افغانستان باشد؛ با استفاده از این فرصت تهداب تغییرات بزرگ را در کشورش بگذارد؛ چون خورشید بر خوب و بد یکسان بتابد، خوبان را پرورش دهد وبدان را تضعیف کند. حامد کرزی اما نتوانست از دام گذشته خود را برهاند، اسیر ارزش‌های منحط قبیله شد؛ با بازگشت به گذشته کشورش را آسیب زد، مردمش را مأیوس ساخت و خود را به عبرت تاریخ بدل کرد. مماشات با تروریستان هرگز یک کوشش صمیمانه برای صلح نبود، بلکه احساساتی بود که از آبشخور تمایلات قبیلوی او سرچشمه می‌گرفت. این حس، به خصوص مخالفت با عملیات شبانه و تلاشی پناهگاه‌های تروریست‌ها، جنگ با تروریسم را با دشورای‌های بسیار همراه کرد. در شش سال اخیر کرزی برای تروریستان طالب که توسط نیروهای ائتلاف کشته می‌شد، بیشتر اشک ریخت تا شهروندان افغانستان که توسط تروریستان جان خود را از دست می‌دادند. یک مورد گزارش عبدالستار خواصی عضو هیئت رئیسه مجلس نمایندگان ازدره غوربند خبر ساز شد که برخی عکس‌ها را که یک سال قبل در سایت‌های خبری نشر شده ضمیمه گزارش خود به رئیس جمهور داده بود و توسط رسانه‌ها افشاء شد. آگاهان معتقدند که سمپاتی رئیس جمهور به طالبان هیئت حقیقت یاب او را به چنین گزارش مجعول وادار کرده بود. بدین ترتیب دوران کرزی به دروان تشدید بی‌ثباتی و اتلاف منابع تبدیل شد.

در دوران بعد از طالبان شوق و علاقه عمومی به تثبیت دموکراسی افزایش قابل توجه داشت. اما رهبری سیاسی اراده و مدیریت لازم را در این باره نداشت و این فرصت نیز جای خود را به یأس و سرخوردگی عمومی داد. کرزی به طور گسترده تلاش کرد که نظام سنتی اربابی را احیا کند و به خصوص با احزاب سیاسی و نهاد‌های مدرن مبارزه مستمر کرد. افغانستان جزو معدود کشورهایی است که حزب سیاسی دارد، اماهنوز احزاب سیاسی آن حق رأی ندارند. نقض مستمر قانون نیز سنتی بود که رئیس جمهور کرزی بنیان گذاشت. او در سیزده سال حکومتداری‌اش بیش از سیزده بار قانون اساسی را نقض و بدین سان بی‌احترامی به قانون را به عنوان جزوی از فرهنگ سیاسی افغانستان تثبیت کرد. بی‌حرمتی به قانون و مماشات با مفسدین و ناقضان حقوق عمومی، فساد را در کشور دامنه و ابعاد بی‌سابقه بخشید. در دروان حاکمیت کرزی نه تنها افغانستان رتبه اول و دوم فساد را در جهان داشت به گونه که تنها در سال ۲۰۱۳ مردم افغانستان بیش از دو میلیارد دلار به مأموران دولت رشوه پرداختند، بلکه در یک سخنرانی عمومی تشویق به دزدی و فساد از زبان رئیس جمهور بیان شد. او گفت: «دزدی کنید، اما در همین خاک مصرف کنید». هم او بود که در روز مبارزه با فساد اداری، عبدالاحد صاحبی شهردار سابق کابل را که توسط محکمه به چهار سال حبس محکوم شده بود، از حبس‌‌ رها کرد. این ادعا که رئیس جمهور در مبارزه با فساد ناکام بوده، اما خود فساد نکرده است، نا‌درست است. تقدم روابط بر ضوابط شیوه همیشگی مدیریت کرزی بود و این به مفاسد بسیاری دامن زد. تمامی اقوامی او بلا استثنا ثروتمند شده است و دارایی ۶۳ نفر از نزدیکان او به بیش از ۱۶ میلیارد دالر بالغ می‌شود که در کمتر از ۱۵ سال به دست آمده است. اخیرا کتابی در مورد او به نشر رسیده است به عنوان «یک مرد و یک موتور» و در آن آمده است که رئیس جمهور کرزی مرد بسیار وفاداری است و هرکس با او دوست بوده است، اکنون میلیونر شده است و جالب‌ترین نشانۀ وفاداری او از قول نویسنده کتاب این است که برای دوستان دختر دوران تحصیلش در هند حتی در زمان ریاست جمهوری‌اش پول می‌فرستاده است.

بازی با اعتبار و حیثیت دستگاه قضایی، از مهارت خاص حامد کرزی بود. او نزدیک به چهار سال کسی را که عضو دادگاه عالی نبود، به عنوان سرپرست دادگاه عالی، در رأس دستگاه قضا گماشت و با نمایش «محکمه اختصاصی» در دومین انتخابات پارلمانی، به آخرین بقایای حیثیت و اعتبار دستگاه قضایی نیز چوب حراج زد. کرزی همواره از مطبوعات آزاد به عنوان بزگ‌ترین دست آورد خود یاد می‌کند. اما آزادی نسبی مطبوعات دست آورد او نبود، بلکه حاصل فضایی ناشی از حضور جامعه جهانی بود. کرزی با گماشتن کریم خرم در وزارت اطلاعات و فرهنگ که «آزادی» را «حرف مفت» لقب داده بود، کوشید که رسانه‌ها را کنترول کند. وزیر به فرمان او برای جلوگیری از تطبیق قانون مطبوعات کوشش‌های بسیار کرد و وقتی که توسط کمیته فرهنگی مجلس نمایندگان مورد بازخواست قرار گرفت، گفت که خارجی‌ها این قانون را درست کرده است و او آن را تطبیق نمی‌کند. انتقاد رسانه‌ها از کرزی به طور نسبی با آزادی تحمل می‌شد، اما همین انتقاد‌های آماتور وغیر حرفه‌ای که‌گاه با دشنام و ناسزا همراه می‌شد، محمل مناسبی برای نمایش تساهل و تسامح مردی بود که جز انباشت ثروت و قدرت کاری دیگری نداشت. کرزی رئیس روزگار فرصت‌های طلایی افغانستان بود، اما نوستالژی گذشته او را از رفتن به سوی آینده باز داشت و در قدرت و فسادی غرق کرد که برای خود و مردمش بهای بسیار سنگین است.

با این حال کرزی مرد کوچکی نبود. مناسبات منطقه‌ای را زود درک کرد و کانال‌های ارتباطی را که به ثبات و استحکام قدرت شخصی او می‌انجامید، به دست گرفت. با نیروهای متضاد داخلی با مهارت بسیار بازی کرد و رضایت نسبی همه را تقریبا به دست آورد بی‌آنکه به کسی امتیازی بدهد. اما مهارت او هیچگاه در راستای خیر عمومی و ثبات و استحکام دموکراسی به کار نرفت. شانس بد دموکراسی افغانی بود که در بدو تولد دایه بی‌مبالات مثل کرزی یافت. کرزی رئیس روزگار فرصت‌های طلایی افغانستان بود، اما هیچ کس مانند او این فرصت را نابود نکرد. کرزی پیش از آنکه رئیس روزهای سخت باشد، رئیس فرصت‌های استثنایی و در عین حال نابود کننده فرصت‌هایی استثنایی بود. شاید جدال‌های سیاسی احتمالی، یاد کرزی را در ضمیر برخی‌ها به عنوان یک خاطرۀ خوش تجدید کند، اما تاریخ از کرزی با ترحم یاد خواهد کرد؛ مردی که فرصت یافت، اما فرصت‌ها را قربانی نوستالژی گذشته خود کرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.