کد خبر : 278
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۱ عقرب ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۹

اپوزیسیون سیاسی ضد اشرف غنی

نویسنده: عبدالنافع همت حوالی ساعت هشت شب بود؛ باران نرم نرم روی جاده های کابل می لغزید. جاده ها دنج و خلوت بودند. در امتداد جاده، پنج موتر کورزینگ سیاه رنگ به سرعت در حرکت بودند. مسیر حرکت به سمت غرب کابل بود. خیلی ساده و بدون سر و صدا حرکت می کردند. نه پولیس

نویسنده: عبدالنافع همت

حوالی ساعت هشت شب بود؛ باران نرم نرم روی جاده های کابل می لغزید. جاده ها دنج و خلوت بودند. در امتداد جاده، پنج موتر کورزینگ سیاه رنگ به سرعت در حرکت بودند. مسیر حرکت به سمت غرب کابل بود. خیلی ساده و بدون سر و صدا حرکت می کردند. نه پولیس بود و نه هم ترافیکی در کنار شان بود. از تشریفات بزرگان افغان نیز خبری نبود؛ انگار نه انگار که یک شخص مهمی در آن نشسته است. مثل مردم عادی، بسیار با صبر و حوصله در حرکت بودند.

کاروان موترهای سیاه از بند قرغه گذشت و وارد دره پر پیچ و خم پغمان شد. کارون در جاده های پیچ در پیچ دره به مثل مار سیاهی در حرکت بود. بلاخره در مقابل خانه مجلل و باشکوهی توقف کرد. محافظین خانه، با سردرگمی زیاد و به سرعت درب منزل را باز کردند. از داخل موترها چند نفر با سرعت وارد خانه شدند. در داخل حیاط خانه، شخص تنومند و بزرگ سالی به استقبال ایستاده بود. چهره میزبان را ریش دراز و گندمین رنگی پوشانیده بود. بسیار خوشحال بود، طوری که تاکنون هیچ فردی او را چنین خوش و خندان ندیده بود. پشانیش گشاده و از خوشحالی گویا در لباسش نمیگنجید.

این میزبان، کسی نبود جز استاد عبدالرب رسول سیاف که رئیس جمهور اسبق حامد کرزی را سخت در آغوش کشید و رویش را بوسید . سپس او را به اطاق خاص خویش برد. استاد سیاف، بعد از یک مدت طولانی به مهمان خویش به زبان پشتو خوش آمد گفت.

حامد کرزی کلاه قره قولی خویش را از سر برداشت و با خسته گی گفت:( شما گفته بودید که “بعضی حلقات ميخواهند که مجاهدين را به حاشيه برانند. ” حالا دقیقا چنین می شود؛ داکتر غنی به فکر اصلاحات نیست، اصلاحات فقط بهانه ی برای سر به نیست کردن مجاهدین است. روز مراسم تحلیف هرگز یادم نمی رود که شما در پشت سر جنرال دوستم در قطار سوم نشسته بودید و هیچ کسی حتی نامی از شما نبرد. من توهین به مجاهدین را نمی توانم تحمل کنم، خیر است نگران نباشید، این وضعیت به سود ما هست، اگر به بهانه مبارزه با فساد اداری مجاهدین را از صفوف دولت کنار بزنند، همه به شما پناه خواهند آورد، زیرا در صفوف مجاهدین از شما مقتدرتر وجود ندارد. داکتر عبدالله تنها و با چند فرد محدود از اطرافیانش وارد سیستم دولت شد و خدا می داند که با اشرف غنی بسازد. حالا وقت این است که شما اعلان اپوزیسیون کنید و من و دوستانم در خدمت شما هستیم.)

گفته می شود که بر علاوه ی حامد کرزی، رئیس پیشین امنیت ملی اسدالله خالد، عبدالکریم خرم، زلمی هیوادمل، رنگین دادفراسپنتا، یونس قانونی، صادق مدبر و شماری از مسوولان بلندپایه دولت سابق نیز با استاد سیاف همگام هستند.

حامد کرزی در این اواخر همچنان با پیر سید احمد گیلانی هم دیدار نموده اما چیزی دستگیرش نشده است. رئیس جمهور سابق قرار است که به زودی به هرات سفر نماید و با محمد اسماعیل خان نیز دیدار کند. اسماعیل خان کسی است که نه در انتخابات موفق شد، نه هم به رهبری جمعیت اسلامی رسید و نه هم در حکومت وحدت ملی جایگاهی نصیبش شد و امکان این دارد که با در خواست استاد سیاف به اوپوزیسیون به پیوندند.

آقای کرزی بعد از سفر به ولایت هرات، رهسپار بلخ خواهند شد و با دوست و رفیق قدیمی اش عطا محمد نور صحبت خواهد کرد. آقای نور، که سیزده سال به برکت حامد کرزی پادشاه بی تاج بود، میلیون ها دالر را به کیسه زده است . او نه تنها اینکه در حساب و کتاب اشرف غنی جای ندارد، بلکه از آینده سیاسی خویش نیز مطمئن نیست و آنرا در خطر می بیند. از سوی دیگر معاونیت دوم ریاست جمهوری جنرال عبدالرشید دوستم را تهدیدی دیگری می پندارد.

با تمامی این خطر ها، آقای نور هنوز هم خواب ریاست جمهوری آینده افغانستان را در سر دارد. ایشان حتی تحمل دیدن رفیق وفادار خویش داکتر عبدالله عبدالله را در ریاست اجرائیه وی کشور ندارد. دوستی که سرجایش؛ او عبدالله عبدالله را رقیب آینده سیاسی خویش می پندارد و بخاطر آینده، حتی روی حزب جمعیت نیز ممکن حساب باز کند.

رئیس جمهور سابق کشور حامد کرزی مسوولیت داشت که عطامحمد نور را به عنوان والی ولایت بلخ مجبور به احترام گذاری به قانون اساسی افغانستان نماید تا هم از دولت مرکزی اطاعت نموده و هم از حمایت علنی از یک نامزد خاص خود داردی کند؛ رئیس جمهوری وقت کشور، نه تنها به این امر مهم توجه ای نکرد بلکه حتی تاکنون ما شاهد یک گلایه هم نبوده ایم. حالا چنین به نظر می رسد که جناب حامد کرزی در پشت پرده به وسیله محمد یونس قانونی معاون اول وقت رئیس جمهوری افغانستان، با عطا محمد نور دست در یک کسه نموده بودند و تلاش می نمودند که عطا محمد نور موقف سخت خویش را در قبال غنی محکم تر کند.

اگر امروز آقای کرزی از عطا محمد نور بخواهد که از او حمایت کند، با دل و جان خواهد پذیرفت؛ بخاطر اینکه عطا محمد نور به دنبال حرفهای گذشته و رفاقت با عبدالله عبدالله نمیگردد و برای خودش نقشه های در دست اجرا دارد. آقای نور در حلقه های خاص دوستان و بخصوص تاجیکها گفته است که دیگر این شانس را به پنجشیری ها نمیدهد که رهبری جمعیت را برعهده گرفته و به نام تاجیک ها امتیاز گیری کند و امتیاز فقط و فقط به یک ولسوالی خاص اختصاص یابد. او گفته است که در نخست رهبری حزب جمعیت اسلامی را در دست خواهد گرفت و سپس برای دور دیگر انتخابات ریاست جمهوری افغانستان خود را نامزد خواهد کرد.

تکان های این زلزله را داکتر عبدالله عبدالله نیز احساس کرده و نمی خواهد که بخاط عطا محمد نور با داکتر اشرف غنی احمدزی درگیر شود و با دست خودش حزب جمعیت و رهبری آن را به حریف جدیدش واگذار نماید اما عطا محمد نور برای دست آوردن رهبری جمعیت اسلامی تلاش های خود را آغاز کرد است.

برای رسیدن به رهبری حزب جمعیت اسلامی چهار گروه تلاش می کنند.

ریاست گروه نخست بر عهده داکتر عبدالله عبدالله است که از لحاظ داشتن چوکی های بلند پایه حکومتی قویترین گروه می باشد.

گروه دوم به ریاست احمدضیا مسعود فعالیت می کند که خودش را به دلیل اینکه برادر احمد شاه مسعود و داماد استاد برهان الدین ربانی است، بهتر از دیگران می داند. او معاون سابق رئیس جمهور و یک پنجشری اصیل است. او بارها به رسانه ها گفته است که عبدالله عبدالله نامزد حزب جمعیت اسلامی نیست؛ بلکه به وسیله یک کودتاه خود را از طریق این حزب نامزد کرده است. او تلاش می کند که کنگره حزب را فرا خواسته تا رهبری جدید حزب جمعیت اسلام انتخاب گردد.

گروه سوم به ریاست صلاح الدین ربانی فرزند استاد برهان الدین ربای فعالیت می کند. این یک گروه کوچک حزب جمعیت اسلامی رهبری این حزب را میراثی می داند و می گویند که باید صلاح الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی شود.

گروه چهارم به ریاست محمد اسماعیل خان فعالیت می کند که خود را شایسته ترین فرد برای رهبری حزب جمعیت اسلامی تصور می کند. این گروه از تاجیک های ولایت هرات تشکیل شده است. اسماعیل خان ادعا می کند که در حزب جمعیت اسلامی او وفادارترین، متقی ترین و مجاهد ترین شخصی است که حتی به ریش و چلتار قدمی جمعیتی خویش نیز تغییری نیاورده است. آقای اسماعیل خان این گلایه را نیز داد که چرا بعد از مرگ احمدشاه مسعود او را به عنوان رهبر جمعیت اسلامی انتخاب نکردند. او می گوید که در آن زمان در احترام به استاد برهان الدین ربانی، ریاست مارشل فهیم را قبول کرد و حالا که هر دوی این افراد در گذشته اند، “هیچ فردی را لایق تر و سزاوار تر از خود نمی بینم که رهبری جمعیت اسلامی را بر عهده بگیرد.”

حامد کرزی که در زمان حاکمیتش تمامی قدرت را به شورای نظار داده بود، حالا خود را یگانه فردی می داند که توانایی ایجاد رابطه بین این گروه ها را دارد. در اینجا حرف از (حب علی ) نه بکله ( بغض معاویه ) وجود دارد. آقای کرزی می خواهد که تمامی قوت های که در موجودیت حکومت جدید خود را مصئون نمی بینند را با هم یکجا نماید؛ بخصوص افرادی به او پناه خواهند آورد که آغشته به فساد اداری اند؛ زیرا او تمامی فرمان های تقرری مسوولان بلند پایه حکومتی خویش را با چشم بسته امضاکرده بود .

داکتر اشرف غنی احمدزی بعد از تشکیل کابینه جدید، توجه خویش را به سوی والی ها و قوماندان های امنیه معطوف خواهد کرد. شماری از قوماندان های امنیه ولایت های مختلف کشور متهم به داشتن زندانهای شخصی، گروه های قاچاقبر و متهم به غصب زمین های دولتی و ملکی می باشند. داکتر غنی گفته است که اداره های موازی را از بین خواهد برد . با شنیدن این سخن تمامی توجه های مردم معطوف به عطا محمد نور والی بلخ گردید. آقای نور همیشه حکومت مرکزی را تهدید کرده و با اشرف غنی احمدزی رابطه بسیار سردی دارد.

در بین والی های افغانستان، گل آقا شیرزی نیز خودش را کمتر از عطا محمد نور نمی داند. او هم برای خودش دم و دستگاه و حساب و منطقی دارد. با داشتن مشری قوم بارکزی ها و داشتن بوجی بوجی دالر، برای خودش، کلان آدمی هست. او این باور را نیز دارد که حکومت داری در افغانستان به نوبت است و یک بار پوپلزی و بار دیگر باید باکرزی ها حکومت کنند. او حالا بر این باور است که دوره پاپلزی های به پایان رسده و حالا نوبت بارکزی ها است. او خودش را در نقش وزیر فتح خان می بیند و فکر می کند که اساس حکومت جدید بارکزی ها را خواهد گذاشت.

مبارزه با فساد از کارهای اساسی داکتر اشرف غنی پنداشته می شود که با برسی دوسیه کابل بانک و راجع سازی دوباره دوسیه های وزیران مفسد به ستره محکمه شروع شد و ثبوتی بر آن است. در جریان این مبارزه، هواداران اشخاص فاسد شعار خواهند داد که اینها مجاهد اند و به اتهام مجاهد بودن توسط اشرف غنی احمدزی از حکومت کنار گذاشته می شوند؛ که این گفته استاد سیاف را نیز تایید خواهد کرد.

تاکنون سه جبهه علیه اشرف غنی باز شده است:

مفسدین اداری و غاصبین زمین؛
مجاهدین سابقه ای که به دلیل نداشتن تخصص و سواد از دولت کنار گذاشته خواهند شد؛
قسمتی از جمعیت که با گروه عبدالله عبدالله اختلاف دارد و یا در نظام ناحقی به آنها نرسیده است؛

آقای کرزی که طعم قدرت به کامش نشسته است، نمی خواهد که آرام بگیرد. او در لحظات واپسین، ماشین حکومتی را چنان از کار انداخت که دوباره روشن کردن آن برای اشرف غنی نیز سنگینی می کند؛ اما تا زمانی که اشرف غنی این ماشین کهنه غیر فعال را دوباره تعمیر کند، کرزی جبهه تازه خویش را خواهد ساخت. از آخرین جلسه ها و ملاقات های جناب آقای کرزی چنین بر می آید که در تلاش این است که رهبری اپوزیسیون حکومت جدید را بر عهده بگیرد اما به دلیل اینکه خودش حزب و یا یک تشکیل سیاسی ندارد، در نخست می خواهد که یک گروهی از یاران قدیمی را تشکیل داده تا موثر پنداشته شده و رهبری اپوزیسیون افغانستان را بدست آورد.

سابقه سیاسی آقای کرزی نشان می دهد که در کنار ضعفهای سیاسی خویش، به مریضی قبیلوی نیز دچار می باشد. برای اثبات این ادعا به رابطه ایشان با طالبان مسلح بر می گردیم. آقای کرزی یک پوپلزای دورانی می باشد. در زمان حاکمیت طالبان با قوماندانهای پوپلزایی روابط بسیار خوب و تنگاتنگی داشته است؛ قوماندان های همچون عبدالرازق، ملا يار محمد، ملا بس الله خير خواه، ملابرادر و مثل اینها. این روابط به اندازه ای گسترده بود که رهبر طالبان ملا محمد عمر، حامد کرزی را به عنوان نماینده خاص خویش در ایالات متحده آمریکا تعین نمود اما بخاطر مخالفت محمد ظاهر شاه بابای ملت، او از پذیرفتن این سمت در گروه طالبان خود داری نمود.

زمانی که آمریکا رژیم طالبان را سقوط داد، ( آی، اس ، ای ) قوماندان های مشهور و بزرگ طالبان را به پیمانه ی زیادی بازداشت نموند. شماری را تحویل آمریکا داد و تعدادی را نیز در زندانهای خویش نگهداری نمود و آنها را به اندازه ای شکنجه نمود که یا معیوب شدند و یا اینکه در زیر شکنجه شدید جان باختند. بخاطر آزاد سازی ملا عبیدالله و استاد یاسیر، آقای حامد کرزی از دولت پاکستان حتی یک گلایه یی کوچکی هم نکرد اما بخاطر آزاد سازی ملابرادر گام های بلندی برداشت و تلاش های گسترده ای کرد، زیرا ملا برادر پوپلزایی بود.

آقای کرزی یک بار دیگر از این ذهنیت قبیلوی خویش استفاده خواهد نمود به این شکل خواهد توانست که بر علاوه سه جبهه قبلی اپوزیسیون، یک جبهه دیگر نیز تشکل خواهد کرد. این جبهه مربوط به دورانی های خواهد بود که مرکز آن شهر قندهار در نظر گرفته شده است. برای تشکیل این جبهه، آقای کرزی این روزها با مردم مختلف ولایت قندهار دیدار می کند. او می خواهد به این طریق تحقیقی انجام دهد که دورانی ها و بخصوص مردم قندهار در مورد حکومت جدید چه نظری دارند. او بخصوص با کسان و بزرگانی ملاقات می کند که متهم به فساداداری اند و خود را در نظام جدید کنونی مصئون نمی دانند.

آن مسوولان سابق ولایت قندهار که متهم به اختلاص میلیون ها دالر، غصب زمین های دولتی و مردمی و زورگویی به مردم بودند، بسیار هراسان می باشند. آقای کرزی خیلی زود موفق خواهند شد که با زبان سحر انگیز خویش،مفسدانی که سابقه دوستی با او را دارند؛ با خویش همگام سازد.

آقای کرزی بخاطری قرار داد امنیتی با ایالات متحده آمریکا را امضا ننمود که خود را به مردم یک وطن دوست مدافع منافع ملی و مدافع مردم افغانستان نشان دهد. او با این کار خویش توانست که قهر و غضب مردم بی سواد قریه های افغانستان را کنترول نموده و آنها را یک بار دیگر به خود جذب نماید. در حالی که طالبان بخاطر امضای قرار دادامنیتی بر سر اشرف غنی احمدزی بسیار قهر می باشند اما از حامد کرزی بخاطر روش نرم و آزاد سازی شمار زیادی از طالبان خشنود اند، روی همین اساس تصور می شود که طالبان برای ساختن جبهه ای علیه اشرف غنی احمدزی نه تنها در مقابل کرزی مانع تراشی نخواهند کرد بکله سهولت های را نیز برایش فراهم خواهند ساخت.

اگر تمامی گروه های داخل اپوزیسیون احتمالی تعلق خاطری باطلبان نداشته باشند اما کم از کم گروپی با مرکزیت کرزی به طالبان نزدیکی خواهد داشت. این اپوزسیون جدید از سوی چهار رهبر مدیریت خواهد شد؛ حامد کرزی، استاد سیاف، عطا محمد نور و محمد اسماعیل خان.

در این اپوزسیون، اسماعیل خان و استادسیاف همیشه خواهند گفت که رئیس جمهوری جدید مجاهدین را از دولت بیرون می اندازد. این قسمت در راستای زنده نگهداشتن مجاهدین کار خواهد کرد.

استاد عطا محمد نور که حتی با نام افغان مخالفت می کند، گروه متعصب اقوام تاجیک، مثل پدرام را در گروه خویش جمع خواهد کرد. عطا محمد نور فکر می کند که حالا دیگر شعارهای جهادی کهنه شده و یا اینکه استاد سیاف و اسماعیل خان در این بخش از او جلو هستند، او به سیاست شورای نظار بر خواهد گشت و سیاست قومی را پیشه خواهد نمود. شعار عطا محمد نور این خواهد بود که در نظام کنونی سهمیه تاجیکان کم است.

در این اپوزسیون، شعار کرزی، از همه کهنه تر، غیرمدنی تر و کوچک تر خواهد بود. آقای کرزی که تا دیروز هزار رنگ لباس می پویشد و خود را یک شخصیت ملی ترسیم می کرد، حالا ولی شعار قبیله ای خواهد داشت و خواهد گفت که در این نظام سهمیه یی درانی ها کم است.

آقای کرزی غم درانی ها و قندهاری را ندارد بکله درانی ها از او نفرت دارد زیرا که اینها می دانند که کرزی بر تابوت فعالیت های سیاسی آنها میخ کوبیده است. قندهار که در جریان سه قرن مرکز حاکمیت پشتون ها بود با کارکرد بد کرزی از بین رفت و جایگاهش را از دست دارد. کرزی نه به فکر درانیها، قندهاری و در مجموع افغانستان است و نه هم علاقه و تعلق خاطری با دیگر گروه های سیاسی اپوزیسیون دارد؛ کرزی فقط در تلاش ساخت جبهه خود می باشد.

آقای کرزی می خواهد ضرب شصت خویش را به اشرف غنی نشان دهند و برایش تفهیم کند که اگر به طرف من، دوستانم و خوانده من به دیده بد نگاه کند، با استاد سیاف، اسماعیل خان و عطا محمد نور طرف خواهد شد و دست یاری به سوی این سه گروه دراز خواهد کرد. کرزی به اشرف غنی این پیام را نیز خواهد رساند که با دشاتن حمایت دورانی ها، آنها را علیه تو منسج خواهم کرد و خوب خواهد بود که با ما حساب و کتاب نکنی. این قضیه حساب و کتاب، بخصوص در مورد قضیه های کابل بانک، شهرک عینو مینه، سمنت غوری و ترور مرموز احمد ولی خان و حشمت خلیل خان کرزی، صدق می کند از دالر های ایرانی که بگذریم.

خپروونکی: تاند http://taand.com

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.