کد خبر : 443
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ عقرب ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۲

عزادارى يا تبارز عقده هاى پنهان

نويسنده: امان نورى-هلند با دیدن مراسم عزاداری ماه محرم به خصوص مراسم زنجیرزنی با تیغ و خودرا در خیابانها و محل عبور و مرور مردم خون‌آلود کردن و عکس‌العمل ها در مقابل این شیوه‌ی از عزاداری توسط هر گروهی ذهن آدم‌را کنجکاو می‌سازد تا دراین‌باره بیشتر فکر کند و حتی‌المقدور فکر یا بحثی شود که

نويسنده: امان نورى-هلند

با دیدن مراسم عزاداری ماه محرم به خصوص مراسم زنجیرزنی با تیغ و خودرا در خیابانها و محل عبور و مرور مردم خون‌آلود کردن و عکس‌العمل ها در مقابل این شیوه‌ی از عزاداری توسط هر گروهی ذهن آدم‌را کنجکاو می‌سازد تا دراین‌باره بیشتر فکر کند و حتی‌المقدور فکر یا بحثی شود که در نتیجه به راه حلی منجر شود.( فکر آن باشد که بگشاید رهی)
باید بگویم که من فقط منحیث یک شیعه نظرمرا میدهم و بس.
اندکی تفکردر این مورد سوالهای زیادی را در ذهن ایجاد میکند به طور مثال:
چرا عزاداری‌های ما در ماه محرم بیشتر به یک عکس‌العمل وابزار میماند تا یک عمل مذهبی خالص؟
کدام عوامل و انگیزه ها مردم را وادار به این شکل از عزاداری و تجلیل از محرم میسازند؟
آیا میشودعلت برگذاری این‌چنینی مراسم محرم را در افغانستان و جهان تنها در چند عامل مشهور خلاصه کرد؟
۱- بیخبری مردم از پیام عاشورا و نداشتن معلومات کافی درباره نهضت کربلا وهدف قیام امام حسین.
۲- سهل انگاری علما و ترغیب و راهنمایی نکردن پیروانشان به شیوه‌ی درست عزاداری و تجلیل از عاشورا
.۳- شور مذهبی داشتن و شعور مذهبی نداشتن توده‌ی عامه مردم
من فکر می‌کنم برای یافتن جواب این سوال‌ها باید برگشت به عقب به ان‌زمان و جغرافیای که تشیع شروع به شکل گرفتن کرد. باید دید که تشیع در فرایند تکامل خود از کدام چشمه ها آب خورده است وکدام مسیر را طی کرده است تا به این‌جا رسیده است. عوامل پیدایش مذهبی تشیع باید خوب کاویده شود وبه بررسی گرفته شود. از آنجاییکه باز کردن تمام این عواملی که در بالا آمدند نیاز به پژوهش ومطالعه مستقل دارد و از حوصله‌ی این مقاله و توان من خارج است میخواهم صرف به یکی از مشکلاتی که تشیع در بدو پیدایشش با ان روبرو بود وهنوز هم ازاین مشکل رنج میبرد اشاره کنم. این مشکل که میخواهم ذکر کنم به نظر من سهمی کلانی در نحوه‌‌ی عمل‌کرد شیعیان و ساختار مذهب تشیع داشته ودارد. این عامل مهم به نظرم (دراقلیت قرارداشتن این مکتب) بوده و است.
یک مرور کوتاه در تاریخ روشن میسازد که تشیع از شروع و تا گذشته‌ی نه چندان دور به اشکالی مختلف وبه شکل شدیدی مورد تحقیر سرکوب و ظلم قرار گرفته است. وهنوز هم از این مشکل رنج می‌برد. به طور مثال سرنوشت سخت امامان و پیشوایان مذهب تشیع و موجودیت شیوه‌ی به اسم (تقیه) برای پیروان این مذهب خود گواه این نوع برخورد و نگاه در مقابل شیعیان می‌باشد.
حالا اگر برگردیم به افغانستان و وضعیت شیعیان اینجارا در دوصد سال اخیراز نظر بگذرانیم خواهیم دید که شیوه‌های گوناگونی سرکوب تحقیر و تبعیض به شدیدترین شکلشان توسط حکام ان‌زمان در مقابل شیعیان به کار گرفته شده است.از سرکوب این مردم در مناطق هزاره‌جات توسط عبدالرحمان خان تا تجلیل پنهانی مراسم عاشورا وحتی نماز‌های جماعت در زیرزمینیهای خانه ها وتکایا تا نیمه‌های دوره پادشاهی ظاهرشاه برای گواهی این ادعا می‌توان یاد کرد.
احساساتی که طی قرون متمادی به شدیدترین و ظالمانه ترین شکل ان سرکوب شدند باعث شد که شیعیان همواره تقیه کنند ومذهب خودرا پنهان کنند تا مورد آزار قرار نگیرند و در مواقعی حتی برای نجات جان خود و خانواده‌ی خود باید دست به این کار میزدند. این احساساتی سرکوب شده تبدیل به عقده های سختی در ناخودآگاه ضمیر شیعیان شد و حالا که دوره تاریک طالبان گذشته و شرایط قدری مناسب وبازتر شده است و شیعیان میتوانند خودرا مانند سایر اقوام و پیروان مذاهب دیگر آزادانه تبارز بدهند و به بیرون قدم بگذارند دیدن مراسم این چنینی چندان هم دوراز تصور و غیر منطقی به نظر نمیرسد. (دور از تصور و غیر منطقی نبودن اشاره به رابطه‌ی علت و معلولی این قضایا دارد) وگرنه نادرست را نمیشود درست خواند.
من فکر میکنم مرحله‌ی تازه‌ی در مسیر تکوین مذهب تشیع پا به عرصه‌ی وجود گذاشته است وزمان زیادی لازم است تا این موج به ساحل ارامش برسد.
این به این معنی نیست که روشنگری نشود و سره از ناسره جدا نشود فقط باید بدانیم که این راه را نمیشود یک شبه طی کرد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.