کد خبر : 1392
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۳۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۰

چند دستگی حکومت و چگونگی مبارزه با مشکلات

چند دستگی حکومت و چگونگی مبارزه با مشکلات

نویسنده: علی قادری تفاهم نامه اطلاعاتی که میان ریاست امنیت ملی کشور و سازمان استخبارات پاکستان، آی.اس.آی امضا شد چهره از روابط و چند دستگی سران حکومت وحدت ملی برداشت. جبهه گیری ها روشن تر شد. رسانه های معتبر این مسئله را پوشش دادند. از جمله روزنامه گاردین این مسئله پرداخت. اینکه این تفاهم نامه

نویسنده: علی قادری

تفاهم نامه اطلاعاتی که میان ریاست امنیت ملی کشور و سازمان استخبارات پاکستان، آی.اس.آی امضا شد چهره از روابط و چند دستگی سران حکومت وحدت ملی برداشت. جبهه گیری ها روشن تر شد. رسانه های معتبر این مسئله را پوشش دادند. از جمله روزنامه گاردین این مسئله پرداخت. اینکه این تفاهم نامه تا چه اندازه به سود یا زیان منافع ملی ماست، بماند. اما مهمترین مسئله این است که مشکل ما تنها امضا تفاهم نامه ریاست امنیت ملی با سازمان استخبارات پاکستان نیست. ما مشکل چندجانبه داریم. مشکلات فراوان و چند دستگی سران حکومت وحدت ملی مایه نگرانی است. این چند دستگی فرصت و امکان عبور از وضعیت کنونی و حل مشکلات و بحران متعدد را تا اندازه زیاد ناممکن می گرداند. این احتمال وجود دارد که جبهه گیری های درون حکومت منجر به دودستگی در میان مردم گردد و در نهایت، حکومت را با مسئله ادامه حکومت مواجه سازد. نوشتار کنونی با بررسی مشکلات متعدد در صدد آن است تا به سران حکومت وحدت ملی گوشزد نماید که چند دستگی آن ها می تواند منجر به سقوط حکومت گردد.

اول؛ گروه طالبان به عنوان گروه مسلح و مخالف حکومت قدرتمند شده است. در سال جدید، این گروه توانسته است مزاحمت های جدی در ولایات مختلف کشور برای نیروهای امنیتی کشور ایجاد کند. انفجار ها و انتحار های که در کابل، پایتخت کشور صورت می گیرد، خود بیانگر قدرتمند شدن این گروه است. در کنار اینکه گروه طالبان قدرتمند شده است و دست به حملات در نقاط مختلف کشور می زند اما، حکومت تا هنوز نتوانسته است تصمیم واحد و قاطع در مورد برخورد با این گروه بگیرد. در عین حال، که حکومت در ولایات مختلف درگیر مبارزه با این گروه است، پروسه صلح را نیز دنبال می کند. این رفتار را هر طور تعبیر و تحلیل کنیم، بدون شک، نشان ضعف تصمیم گیری حکومت را نشان می دهد. در کنار، گروه طالبان داعش نیز فعالیت خود را آغاز نموده است و هر روز دامنه و قلمرو فعالیت اش گسترده تر می گردد. حکومت افغانستان تنها قادر به مبارزه با این گروه نخواهد بود. با این حال، تا هنوز هیچ اقدامی مبنی بر اقناع کشور های منطقه از سوی حکومت افغانستان به منظور مبارزه با داعش صورت نگرفته است. از آنجایی که بیشترین تهدید از سوی داعش متوجه افغانستان است. لازم است که حکومت افغانستان ابتکار مبارزه فراکشوری را در پیش گیرد و کشور های منطقه را متقاعد کند تا با این پدیده به صورت جدی مبارزه نماید. مسئله اما، تنها به اینجا ختم نمی شود. جنگ داعش و طالب مسئله مهم دیگری است که باعث نگرانی شهروندان شده است. از انجایی که این دو گروه دهشت افکن است و هراسی از ویرانی و راه اندازی کشت و کشتار و جاری نمودن جوی خون ندارد، مردم افغانستان نگران وضعیتی است که تشدید جنگ این دو گروه در پی خواهد داشت. حکومت اما، تا هنوز هیچ سخن نگفته است.

دوم؛ کشت و قاچاق مواد مخدر یک دغدغه جدی است. کشت و قاچاق مواد مخدر اقتصاد جنگی را تقویت می کند و به صورت مستقیم گروه های مخالف مسلح دولت را تقویت می کند. کشت و قاچاق مواد مخدر بخش از نیازمندی های مالی گروه های مخالف مسلح دولت را تأمین می کند. جدا از اینکه منجر به تأمین نیازمندی های مالی گروه های تندرو می شود، جنگ افغانستان را دامنه منطقه ای و در نهایت جهانی می بخشد. مواد مخدر به کشور های مختلف قاچاق می شود. برای ادامه قاچاق مواد کشور های مختلف و سازمان های مافیایی در جهان به ادامه جنگ در افغانستان کمک می کند تا کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان با مشکل مواجه نگردد. کاهش کشت و قاچاق مواد مخدر می تواند ضربه به گروه های مخالف مسلح باشد. اما آشفتگی کنونی سران حکومت و چند دستگی آن ها امکان مبارزه جدی را می گیرد.

سوم؛ فساد گسترده در ادارات دولتی مشکل دیگری است که دست و پای حکومت در اجرای سیاست ها و برنامه ها را گرفته است. فساد در سال های اخیر با وجود ایجاد کمیسیون مبارزه با فساد اما، گسترش یافته است. گستردگی فساد و پیچیدگی آن باعث شده است که مبارزه با آن سخت و دشوار گردد و کمیسیون مبارزه با فساد و نخبگان کشور همه در دامن آن بغلتد. این مهم، در نهایت امکان هر گونه دگرگونی و کار موثر از حکومت را می گیرد و هیچ پالسی حکومت به شکل اساسی اجرا نمی گردد. در سیزده سال گذشته، اکثریت پروژه های حکومت به شکل بد اجرا شده است. در ادامه نیز، هیچ پروژه دولتی به شکل که باید اجرا و تطبیق شود، نخواهد شد. اما آنچه فساد را گسترده تر می سازد و مبارزه با آن را تبدیل به یک آرمان می کند، درگیری سران حکومت به خاطر منافع شخصی شان است. چند دستگی شان امکان تداوم هر گونه سیاست جدی و قاطع را سلب می کند.

چهارم؛ اوضاع و احوال جهان نیز پیچیده می شود. کشور های اسلامی در دام بنیادگرایی گیر کرده است. بحران سوریه، یمن منجر به تنش و شکل گیری جنگ سرد میان قدرت های منطقه شده است. مشکلات کشور های منطقه حتی دامن افغانستان نیز گرفته است. عربستان سعودی و ایران به شکل جدی وارد یک جنگ سرد فرهنگی-مذهبی در افغانستان شده است. آمریکا و روسیه در مسئله اکراین درگیر است. چین معلوم نیست که جدا از منافع اقتصادی خود چه جهت گیری در مورد افغانستان در پیش خواهد گرفت. با وجود آشفتگی تمام در دنیا اما، افغانستان هیچ معلوم نیست که چگونه بازی خواهد کرد. اشتباه است که وضعیت و آشفتگی کنونی در سیاست بین الملل تاثیری بر اوضاع و احوال افغانستان نمی گذارد. تجربه نشان داده است که آشفتگی و هرج و مرج در سیاست بین الملل اولین بار دامن کشور های ضعیف و در حال منازعه را می گیرد. آتش جنگ و منازعه را شعله ورتر می سازد.

همه این ها دشواری های فراروی حکومت را نشان می دهد. حکومت از جهات مختلف وابسته به کشور های دیگر است.‏ همه این مشکلات می طلبد تا سران حکومت با چشم باز به مسائل پیش رو بنگرد و به صورت یک دست در برابر مشکلات ایستادگی نماید. فراموش نباید کرد که در صورت که جامعه از کنترل حکومت خارج شود و هرج و مرج حاکم گردد، اولین بار دامن سران حکومت را می گیرد. ممکن مردم متضرر شود اما آنچه ضربه فنی می خورد سران حکومت است. زیرا، سران حکومت در کنار اینکه قدرت سیاسی را از دست می دهد، سرمایه اقتصادی و مالی خود را نیز از دست خواهد داد.‏ از این جهت، در وضعیت کنونی دو تیم اصلاحات و همگرایی و تحول و تداوم باید دست در دست هم دهد و به شکل عقلانی وارد گفتگو شود و وضعیت را مدیریت نماید.‏

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.