کد خبر : 1848
تاریخ انتشار : شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۶:۰۱

آن ظلمى كه بر هزاره ها روا مى دارند!

مرتضی رحیمی واقعه خونين جلريز بار ديگر بر مردم هزاره خاطرات قتل عام هاى سازمان يافته اين مردم در دوران حكومت سياه طالبان را زنده ساخت. اين واقعه و آنچه كه بر سربازان پوليس محلى هزاره در جلريز به خاطر هزاره بودنشان اتفاق افتاد، نشانگر زنده شدن دوباره تفكر عبداالرحمانى و هزاره ستيزى در كشور

مرتضی رحیمی
واقعه خونين جلريز بار ديگر بر مردم هزاره خاطرات قتل عام هاى سازمان يافته اين مردم در دوران حكومت سياه طالبان را زنده ساخت. اين واقعه و آنچه كه بر سربازان پوليس محلى هزاره در جلريز به خاطر هزاره بودنشان اتفاق افتاد، نشانگر زنده شدن دوباره تفكر عبداالرحمانى و هزاره ستيزى در كشور بود.
فاجعه جلريز بازنمايش يك درامه تلخ تاريخ كشور و بازخوانى برگ هاى سياه تاريخ قتل عام هاى هدفمند به هدف پاك كردن هويت يك قوم بود.
مردم هزاره در سرزمينى به نام افغانستان ساليان سال است كه مورد تبعيض، تعصب و ظلم قرار مى گيرد و هر حاكمى از حاكمان اين خاك، بنا بر اقتضاى زمانش بر مردمانى به نام “هزاره” ظلم و ستم روا داشتند و اين سير همچنان ادامه دارد.
و اما هزاره ها در عصر حاضر!
در عصرى كه دموكراسى به زور سلاح امريكايى در كشور حكمروايى مى كند نيز هزاره ها در دخمه فاشيسم قبيله فرو رفته و هر از گاهى اين دخمه از مردمان صلح دوستى به نام هزاره با عناوین مختلف قربانى مى گيرد.
ده سال است كه مردم هزاره، عمدتاً زارع و دهقان، در منطقه يى به نام بهسود، هر سال مورد تجاوز، ظلم و ستم مردمانى سياه دل به نام كوچى قرار مى گيرد اما حكومتى كه مثلاً دموكراسى مشعل راهش است، گوش بر فريادهاى دادخواهى اين مردمان مورد ظلم قرار گرفته بسته و كسانى در پايه هاى همين حكومتى كه با قدرت اسلحه امريكايى و پول ماليه دهندگان ٤٨ كشور خارجى سرپا ايستاده، بر آتش معركه در بهسود مى افزايد تا باشد كه خاطرات كله منارها را زنده كنند.
از شش ماه بدين سو، يعنى درست سه ماه پس از آنكه حكومت جديد روى كار شد و شخصى به نام “اشرف غنى” با مغزى پر شده در دانشگاه هاى امريكايى اما مفكوره يى پخته شده از تعصب در خيمه هاى غژدى نشينان كوچى، زمام قدرت بر دست گرفت؛ تيرهاى آتشين ظالمان، گاه با نام هاى مختلف و گاه بى نام و نشان، در گوشه و كنار اين كشور، هزاره ها را هدف قرار داده و همچنان اين مردم در تيرس تيرهاى آتشين كهنه انديشان فاشيست قرار دارند تا زمانى و در مكانى مناسب تير خلاص زنند و انسانهايى به نام “هزاره” را به خاك و خون كشانند.
شش ماه پيش ٣١ انسان هزاره در روز روشن و در پيش چشم نيروهاى حكومتى ربوده شد. كى ها اين انسانها را ربودند؟ گروه وحشى و نو تشكيلى به نام داعش و يا طالبان وحشى كه بزرگان قوم و قبيله آن را “محصول افغانى” و “جزء از خود” مى دانند؟ سوالى كه همانند نامعلوم بودن وضعيت ١٢ ربوده شده، همچنان نامعلوم و لاجواب است اما به طور قطع مى توان گفت كه اينها همه توطئه هايى هستند از سوى صاحبان قدرت، عليه مردمانى كه در سايه صلح نسبى چند سال اخير كشور به جاى انتحار و انفجار ره سوى علم اندوزى و پيشرفت گرفتند، تا با اين توطئه، اين مردمان صلح دوست را از راه شان باز دارند.
هزاره ها اكنون بيش از هر زمانى در تهديد قرار دارند. از يك سو فاشيسم قوم و قبيله بيش از پيش قدرت گرفته اند و با ابزار مختلف سعى بر وارد كردن فشار بر اقوام ديگر به خصوص هزاره دارند و از سوى ديگر بلاى نو تشكيلى به نام داعش در افغانستان نيز قد علم كرده تا هزاره را به نام باورها و اعتقادات شان مانند سوريه، به قتل گاه ببرند و از دم تيغ بكشند و به گلوله ببندند.
مردم هزاره اكنون در حصاری گیر افتاده اند که توسط تبعیض گران و متعصبین عصر به میان آمده است. در غور ۱۴ هزاره به شمول یک نو عروس و نو داماد به جرم هزاره بودن توسط عبدالرحمان ها تیرباران شدند. در میدان وردک ده ها مسافر هزاره را کشتند. در زابل ۳۹ مسافر را پس از تفکیک هویت هزاره بودن شان اختطاف کردند که هنوز و پس از گذشت پنج ماه از سرنوشت ۱۲ تن شان هیچ خبری در دست نیست. در جلریز، ده ها سرباز پولیس محلی چون هزاره بودند توسط طالبان که می گویند “محصول افغانی است” سلاخی می شوند و این سیر هزاره کشی روز به روز شدت می گیرد و اینجا در ارگ، ارگ نشینان نظاره گرند و بر خون شهیدان هزاره می خندند!
هزاره کشی سالهاست که در افغانستان مروج بوده؛ گاه عبدالرحمان هزاره کشت و از سرهایشان کله منار ساخت و گاه هم کسانی دیگر پس از، چه در قدرت و چه بدون قدرت، این راه را ادامه دادند و با عنواین مختلف به کشتار هزاره ها پرداختند که این روند وحشتناک را تا هنوز شاهد هستیم. در واقع در میان “قوم قبیله” قباحت از تمامی اقدامات خشن و تروریستی به خصوص هزاره کشی برداشته شده و این اقدامات به هر دلیلی توجیح گردیده است که در نتیجه اکنون می بینیم که به چه راحتی آدم می کشند و هزاره می کشند!
اگراقدمات و جنایات بیرحمانه طالبان طی این سالها توجیه نمی شد؛ اگر قانون بر همه یکسان می بود و تروریستان قوم و قبیله توسط حاکمان به جای مجازات مکافات نمی شد که متاسفانه در ۱۳ سال گذشته این گونه شد، امروز ما شاهد اینگونه اعمال و اینگونه امنیت شکننده نبودیم.
تروریسم طالبانی “محصول پشتون”!
چندی پیش بود که رئیس جمهور سابق حامد کرزی؛ فردی که شاید دلیل اصلی تمام ناامنی های امروز در کشور است، در روسیه از تروریسم طالبانی دفاع کرد و آن را “محصول افغانی” و برخواسته از میان خود افغانها خواند! او باید از این چنین تروریستانی که اکثراً از قوم و قبیله خودش است دفاع کند! کسانی که ۱۳ سال به نام دین آدم کشتند و اینجا او به عنوان فرد اول مملکت و ارگ نشین، از جرم و جنایت شان دفاع کرد و به جای تروریست خواندن آنها را “برادر” خواند.
متأسفانه ۱۳سال جنایت طالبان، توجیه شد و بر سالیان سال و در طول تاریخ جنایتی که بیشتر بر مردمان هزاره صورت گرفت، مهر سکوت زده شد، اکنون نیز نباید تعجب کنیم، که در غور نو عروس هزاره بکشند و در غور، مسافر هزاره بربایند و در جلریز سرباز هزاره سلاخی کنند و اینجا ارگ نشینان نظاره گر باشد و بر این خونهایی که گاه توسط طالبان و گاه هم توسط داعشیان که هر دو تشکیل شده پشتون است، ریخته می شود، بخندد!
چرا و کی؟
فرهنگ آدم کشی ۱۳سال است که از ناحیه حکومت به نفع طالبان و علیه کل مردم افغانستان توجیه شده است. می بینید که چگونه کشتار آن ۱۳ انسان بیگناه را امری عادی تلقی کردند و زود فراموش، کشتار غور، کشتار دره صوف و غیره … ربودن مسافران در زابل! به هیچ کدام از سوی حکومت اقدام مناسبی نشد چون شاید هزاره کشی پروژه یی از ارگ است.
متهمین اصلی پرونده قطور هزاره کشی در ۱۳ سال گذشته، سیاست ارگ نشینان کشور است که همواره تعویذ برائت آدم کشان را نوشته اند و طی این سالها، اعمال مرگ آفرینان قافله مدعی دیانت (طالبان) را توجیه کردند و هرگز کسی از این گروه پرجمعیت قاتلان و آدم کشان را به پنجه قانون نسپردند تا جزا ببیند بلکه مکافات شدند. قوانین و ارزشهای جدید، فقط در زبان ارزش داشت و در عمل زیر پا له بود و بر عکس فرهنگ آدم کشی با نام و عنوان دین توجیه شد و دریایی از خون بیگناهان درکشور جاری شد و هیچیک مورد باز خواست قرار نگرفت.
اگر در یک جامعه کشتن انسان با این نام و عنوان به این راحتی میسر باشد که توسط طالبان طی این سالها و درنتیجه حمایت دولت میسر شده است و بلاخره آن رئیس جمهور به جای اینکه حکم بر مجازات آدم کشان کند، یا آنها را برادر می خواند و یا این دیگر رئیس جمهور می گوید: “باید از طالبان عذر خواهی شود!” در آن جامعه فریاد صلح خواهی و پیروی از دموکراسی آنگونه که هزاره ها در این سالیان بودند نیز معنایی ندارد.
مردم هزاره باید بیدار شوند و دیگر بر ظلم و ستمی که عبدالرحمان ها بر آنها روا می دارند سکوت نکنند. مردم هزاره باید دیگر جواب قاطع بر عبدالرحمان های عصر بدهند تا دیگر آنها فکر نکنند که هزاره ها، آن هزاره های دو قرن قبل است که هر کسی هر چیزی خواست بر آنها انجام داد و کسی صدایش هم بلند نشد.
مردم هزاره باید بدانند که در جامعه یی که اینگونه وحشیان زندگی می کنند و در جامعه یی که در آن دموکراسی، صلح و همدیگر پذیری چیزی حرف نیست و کسی معنی اینها را درک نمی کند، سنگ دموکراسی بر سینه زدن و فریاد صلح جویی بلند کردن دردی را دوا نمی کند؛ و فقط دلیلی می شود بر ریخته شدن خون بیشترشان و بس! پس باید اقدامی متناسب با وضعیت امروز روی دست گرفته شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.