کد خبر : 1821
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ سرطان ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴

ابرهای تیره "بخش ۱۰"

ابرهای تیره "بخش ۱۰"

داود رهجو رسانه ها و تبلیغات هر روز و هر لحظه در شهر مزار شریف یک گپ نو از جریانات و درگیری ها شکل میگرفت. شایعات چور و چپاول به حدی در شهر پخش میشد که گویا هیچ خانه ی مسکونی در امن نیست و گارنیزیون شهری نیز توان کنترول افراد مسلح را در داخل

داود رهجو

رسانه ها و تبلیغات

هر روز و هر لحظه در شهر مزار شریف یک گپ نو از جریانات و درگیری ها شکل میگرفت. شایعات چور و چپاول به حدی در شهر پخش میشد که گویا هیچ خانه ی مسکونی در امن نیست و گارنیزیون شهری نیز توان کنترول افراد مسلح را در داخل شهر نداشت.
حالا ساکنان شهر مجبور بودند به هرشکلی ممکن پول پیدا کنند و حداقل یک میل جنگ افزار نزد خود نگهدارند تا بتوانند منزل و خانواده خود را محافظت کنند. همه ی مردان شهر از طرف شب در بام های منزل شان مجبور بودند که نگهبانی دهند و تا بامداد با صدا کردن همدیگر برای گزمه های شهری بفهمانند که آنها نیز بیدار اند و کوچه و منزل شان را محافظت میکنند.
و اما درمقر دولت اسلامی:
آنجا برهان الدین ربانی تنها با بحران جنگ مواجه نبود. مقر ریاست دولت وی تنها ساختار تشریفاتی داشت و عملن کنترول شهر و فرمان جنگ بدست محمد محقق و شماری از احزاب جهادی مانند (حرکت اسلامی، جمعیت اسلامی، وحدت اسلامی شاخه اکبری، حزب اسلامی و شماری از فرماندهان محلی) که در کنار وی قرار داشتند، بود.
استاد ربانی دیدارهای نمایشی را روزانه با مسوولین نظامی شمال انجام میداد ولی همه ی این دیدارها تنها به اصطلاح نمایش از اقتدار حکومت وی بود ولی عملن حکومت از سوی رهبری وزرات داخله وقت که محمد محقق مسوولیت آن را داشت اداره میگردید.
ساختارهای خبری تشریفاتی این دید و بازدیدها همه روزه از طریق تلویزیون محلی به نشر میرسید.
مردم بیشتر در خبرهای تلویزیون محلی بلخ انتظار داشتند تا در مورد جنگ و تغییر مسیر آن چیزهای را بیابند ولی عملن این ساختار تشریفاتی خبر خلاصه میشد به دیدارها و گرفتن نام های رییس دولت اسلامی و قوماندانان محلی با القاب های خود ساخته همان دوران!
رتبه جنرالی به اصطلاحی مردم در همان زمان به کیلو برای قوماندانان توزیع میشد. هر فرمانده که توانایی جذب بیش از ده نفر را داشت میتوانست به راحتی رتبه جنرالی را به شانه نصب کند و در سنگرها برای مقابله اعزام شوند.
در آن هنگام یگانه ارگان خبرساز آژانس دولتی بنام آژانس اطلاعاتی باختر بود که خبرهای تشریفاتی مسوولین را تهیه وبه رادیو تلویزیون دولتی میفرستاد.
خبرنگاران این آژانس بارها از سوی قوماندانان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و دلیل اساسی ضرب و شتم هم همانا نگرفتن نام قوماندانان و یا ترتیب نام آنها در لست خبر بود. تصویر برداران تلویزیون بلخ باراها تهدید شدند و برایشان گفته میشد که حتمن در خبر تصویر آنها نشر گردد.
من “داود رهجو” نیز در آن زمان در تلویزیون محلی بلخ به صفت گزارشگر کار میکردم و بیشتر از خطوط نبرد گزارش های تصویری را تهیه و روزانه به نشر میرساندیم.

ادامه دارد…

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.