کد خبر : 2008
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ اسد ۱۳۹۴ - ۸:۵۶

ابرهای تیره "بخش ۱۸"

ابرهای تیره "بخش ۱۸"

داود رهجو چشم دیدها یکی از همکارانم بنام انجنیر قهار برای کار شاقه در میدان هوای فرستاده شده بود و هنگام برگشت از آنجا قصه میکند( در موترکه طالبان ما را انتقال میداد شخص را دیده ام که تنها به خاطر گرفتن انتقام میتپد و تلاش داشت تا انتقام خون برادرش را که در جنگ

داود رهجو

چشم دیدها

یکی از همکارانم بنام انجنیر قهار برای کار شاقه در میدان هوای فرستاده شده بود و هنگام برگشت از آنجا قصه میکند( در موترکه طالبان ما را انتقال میداد شخص را دیده ام که تنها به خاطر گرفتن انتقام میتپد و تلاش داشت تا انتقام خون برادرش را که در جنگ با نیروهای شمال کشته شده بود بگیرد .وی در کنار جاده نزدیک میدان هوایی داخل کانتینری می رود که شماری از جنگجویان شمال در آنجا به گونه ی اسیر نگهداری میشدند. در این کانتینر دو مرد اسیر را همراه خود میگیرد و موتر حامل آنها به راهش ادامه میدهد. در یک کیلومتری میدان هوایی موتر می استد و همان طالب که قصد انتقام برادرش را دارد دو مرد را با خود در کنار جاده میبرد و برای آنها دستور میدهد تا هرچه سریع از نزدش دور شوند. آن دو مرد میدوند و با تمام وجود تلاش میکنند تا از چشم ها پنهان شوند اما این گلوله است که دیگر مجالی برای فرار را به این دو مرد نمیدهد و هر دو توسط شلیک گلوله ی همان طالب انتقام گیر کشته میشوند.)
انجنیر قهار با شرح این چشم دید آنقدر زیر تاثیر وحشت ، قتل وبربریت رفته بود که دیگر توان گفتن بیشتر این ماجرا را نداشت . لبانش خشک و چهره اش آفتاب زده بود هر لحظه آب برای نوشیدن تقاضا میکرد .
مردم مزار شریف حالا تلاش دارند تا به یک نحوی اعتماد طالبان را بدست بیاورند. و روند زندگی عادی خود را از سرگیرند . آنان با راه اندازی ختم و خیرات در مساجد از طالبان دعوت میکنند تا بالای سفره ی آنها بیایند و آنچه که در دل دارند برای مردم بیان کنند .
ختم های قرآن کریم و خیرات ها روزانه در سراسر مساجد شهر مزار شریف آغاز شد و مردم با تشکیل اجتماعات بزرگ از فرماندهان طالبان دعوت میکردند و طالبان نیز در این مراسم شرکت میکردند. مولوی عبدالمنان نیازی سرپرست ولایت بلخ ، مولوی عبدالرحمان و شهزاده کامران رییس و معاون امربه معروف و شماری از فرماندهان طالبان روزانه دراینگونه مراسم ها شرکت میکردند و دست به تبلیغات میزدند .
در آنزمان دررادیو محلی بلخ با شماری ازجوانان تازه کار عرصه ژورنالیزم به صورت مشترک باهم کار میکردیم . من ، فهیم احسان ، بشیر انصاری ، بصیر بابی، نجیب الله قریشی ، اسمعیل شاداب ، محمد گل زلمی، لطف الله رووفی ، حاجی جلیل عثمانی ، وشماری دیگری از همکاران مسوولیت داشتیم که روزانه در مراسم های ختم و خیرات شرکت کنیم و گفتارهاو سخنرانی های فرماندهان طالبان را ثبت و برای نشر آماده نمایم .
غذای روزمره کارمندان نیز از دیگ ختم های روزانه مساجد تهییه میگردید. همه روزه در هر مسجد که برنامه سخنرانی برای طالبان گرفته میشد سطل غذای رادیو شریعت نیز درهمان محل حاضر بود و قبل از اینکه غذا برای مهمانان ارسال گردد سطل رادیو شریعت پر میگردید و به دفتر رادیو انتقال می یافت.
من حدود دو هفته سخنرانی های مولوی نیازی را ثبت کرده و برای نشر آماده ساختم اما بعد از من مسوولیت ثبت سخنرانی های نیازی را همکارم نجیب الله قریشی به عهده گرفت و مه گاهگاهی در بعضی از مراسم های سخنرانی مولوی عبدالرحمان رییس امر به معروف برای ثبت گزارش میرفتم.

ادامه دارد…

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.