کد خبر : 2110
تاریخ انتشار : جمعه ۱۶ اسد ۱۳۹۴ - ۷:۱۹

ابرهای تیره "بخش ۲۶"

ابرهای تیره "بخش ۲۶"

داود رهجو چرا ثریا سنگسار شد؟ در آن زمان گفته میشد که طالبی زمانی میخواست از پدر ثریا دخترش را بگیرد ولی پدر ثریا انکار میکند و نمیخواهد دختر که به مشکل بزرگش کرده را به آواره گان و صحرا نشینان بدهد . اواین پشنهاد طالب را نمیپذیرد و جواب رد میدهد . پس از

داود رهجو

چرا ثریا سنگسار شد؟
در آن زمان گفته میشد که طالبی زمانی میخواست از پدر ثریا دخترش را بگیرد ولی پدر ثریا انکار میکند و نمیخواهد دختر که به مشکل بزرگش کرده را به آواره گان و صحرا نشینان بدهد . اواین پشنهاد طالب را نمیپذیرد و جواب رد میدهد . پس از این که طالب جواب رد دریافت میکند در پی انتقام می براید. پس از مدتی پدر ثریا به شکل مرموزی کشته میشود و ثریا دقیق می فهمد که کی پدرش را کشته است.
مدتی از این رویداد میگذرد. ثریا در پی گرفتن انتقام پدر است او تلاش میکند تا قاتل را در هر گوشه شهر که باشد باید پیدا کند و به سزای اعمالش برساند. تلاش های ثریا در پی انتقام به حدی جدی بود که خبر گرفتن انتقام به گوش قاتل پدرش می رسد. قاتل حالا ترس از رسوایی دارد و ترس از دست رفتن آبرویش در میان هم کیشانش.
سرانجام قاتل باز نیرنگ دیگری بکار می برد. او برنامه میریزد و امر به معروف را قناعت میدهد که ثریا دختری بدکاره است و با تن فروشی زندگی میکند. امربه معروف ثریا را بازداشت میکند و حکم سنگسار صادر میکند و سرانجام این بانو در برابر چشم هزاران شهروند بهشتی می شود.
ثریا در برابر سنگ های سنگ دلان مقاومت نتوانست، قاتل ظاهرن کامیاب بود و در جمع هزاران طالب دیگر میخندید و نعره تکبیر سرمیداد. اما ثریا برای شهروندان مزار شریف نشان داد که شجاع است از مرگ نمیترسد و با قامت رسا در جنگ سنگ رفت و جان داد.
این رویداد ها و تکرار اینگونه رویداد ها در جامعه سنتی طالبانی هر لحظه امکان داشت که اتفاق بی افتد و بارها مردم شاهد اینگونه مراسم بودند. قاتلین شیوه های مختلفی را پیشه میکردند.
زمانی مردی را به فعل همجنسبازی بازداشت میکردند او را به زیر آوار دیواری فرسوده ی می بستند و دیوار را بر وی فرو می ریختند و این فرد از بین میبردند.
زمانی پسر جوان و دختر جوان را که احساس می کردن باهم رابطه دارند به چوب می بستند و با ضرب هشتاد ضرب شلاق و دره، روشنایی زندگی شان را به تیره گی می کشاند.
زمانی خبر میرسید که شخصی زمانی با افراد مسلح رابطه داشته و احتمال داشتن صلاح در منزل وی است آن شخص به حدی شکنجه میشد که دیگر توان زندگی را نمیداشت . باوجود خریداری اصلحه به طالبان باز هم تحدید ها ادامه می یافت.
زمانی دزدی را بازداشت میکردند دست و پای وی را میبرید و در برابر چشم هزاران شهروند در چوک های شهر دست ها و پاهای بریده را نصب میکردند و وحشت خلق میکردند .
همین گونه هزاران انسان بی دلیل در روزهای اول حضور طالبان روانه زندان شدند و هزاران تن دیگر به شکارگاه های انسانهای درنده خو فرستاده شدند . افراد به قصد انتقام از جنوب، شرق، غرب و حتی از پاکستان می آمدند زندانی ها را از زندان ها انتخاب می کردند و برای فرونشاندن خشم خود و رسیدن به جایگاه غازی وی را به رگبار می بستند.
ادامه دارد …

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.