کد خبر : 2894
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۶

٢ اسد، نبرد ارگ و خیابان؛ “قصه” نیست “تاریخ”است

٢ اسد، نبرد ارگ و خیابان؛ “قصه” نیست “تاریخ”است

نويسنده: داود ناجى – عضو جنبش روشنايى در نزدیک به دوماه گذشته، جنبش روشنایی راه های مختلفی را برای رسیدن به یک مطالبه برحق قانونی پیمود. کنفرانس خبری گرفته شد، مقاله های متعدد نوشته شد، مناظره و مباحث مختلف تلویزیونی برگزار شد، در ولایت های مختلف و در اکثر پایتخت های اروپایی و نیز کانادا،

نويسنده: داود ناجى – عضو جنبش روشنايى

در نزدیک به دوماه گذشته، جنبش روشنایی راه های مختلفی را برای رسیدن به یک مطالبه برحق قانونی پیمود. کنفرانس خبری گرفته شد، مقاله های متعدد نوشته شد، مناظره و مباحث مختلف تلویزیونی برگزار شد، در ولایت های مختلف و در اکثر پایتخت های اروپایی و نیز کانادا، استرالیا و آمریکا تظاهرات های متعددی برگزار شد.
در کابل تظاهرات میلیونی بیستم هفتم ثور برگزار شد. شماری از وکلا پارلمان را ترک کردند. علاوه بر این، شورای عالی مردمی بسیاری راه های دیگر را نیز رفت. از جمله نوشتن شکایتنامه های رسمی به مجامع بین المللی و دیدار و ملاقات با نمایندگان کشورهای کمک کننده به افغانستان، سازمان ملل متحد و شمار دیگر از نهادهای بین المللی تاثیر گذار و نیز چهره های مطرح اقوام مختلف انجام شد.
هدف از تمامی این اقدامات، یک چیز بود و آن اینکه منطق و دلیل اعتراض خود را به همه توضیح داده باشیم و توضیح دادیم. هم جنبه فنی و تخنیکی قضیه را و هم جنبه سیاسی و اجتماعی مساله را.
حکومت وحدت ملی اما یا در حصار کانتینری پناه برد، یا مشت به دهان معترض در لندن زد و یا از کنفرانس خبری در وارسا اجتناب کرد. اما به مطالبه شهروندی تن نداد که نداد.
طرح بدیل را امضا کردند و برای اینکه نشان دهند در اجرای آن جدی هستند، “تفاهمنامه” را که ضمانت اجرایی ندارد، به نام “قرارداد” در بوق و کرنا کردند. و گفتند حدود ۱۳۰ میلیون دالر برای اجرای طرح بدیل در اختیار دارند و کارش در سرطان امسال شروع می شود. گفتند ۳۰۰ میگاوت برق به بامیان می دهیم و نیز گفتند ۲۰ هزار خانه را برق می دهیم. (یعنی در حقیقت ۲۰ میگاوات)
حالا اول چند سوال ساده و بعد حرف اصلی.image

سوال اول: در آغاز اعتراض می گفتند، راه بامیان طولانی تر است و ۳۵ میلیون دالر اضافی لازم دارد و این پول نه موجود است و نه پیدا می شود.
حالا چطور شد که برای تطبیق ماستر پلان از مسیر بامیان ۳۵ میلیون دالر نبود و برای طرح بدیل ۱۳۵ میلیون دالر پیدا شد؟

سوال دوم: می گفتند ۱۶ ماه تا ۲۸ ماه طول می کشد که کار از مسیر بامیان شروع شود. حالا چطور شد که شروع کار طرح بدیل در ماه سرطان ممکن شد؟
خلاصه کلام اینکه هرچه جنبش روشنایی بر حقوق شهروندی از یک حکومتی به “ظاهر مشروع” از راه های قانونی تلاش کرد، به موانع برخورد. یا به کانتینر یا هم به موانع دیگری که مردم افغانستان و عدالتخواهان آن را نیک می دانند و می شناسند و لازم به تکرارش نیست.
حالا وارد فاز جدیدی از مقاومت برای عدالتخواهی شده ایم. عزم بر این است که در برابر یک تصمیم نا عادلانه که هیچ منطقی جز تبعیض و ستم عریان پشت آن نیست، می ایستیم.

می ایستیم و ایمان داریم که زمانه ما، زمانه ای است که ملت ها بر ارتش های تا دندان مسلح غالب می شوند. زمانه ما زمانه ای است که ملت ها با هر مرارت و رنجی که بوده است، توانسته اند فهرست حکام مستبد در سطح جهان را کوتاه کنند.

متاسفانه ساختار قدرت در افغانستان بگونه ی است که راهی جز جاده و سرک برای پاسخگو کردن و مسوول کردن حکومت باقی نمانده است. نه پارلمان مقتدری داریم و نه اپوزیسیون با برنامه و متعهدی. اما این دلیل نمی شود که حکومت بتواند پای فساد چند مامور برشنا ایستاد شود و یک پروژه ملی را با یک تصمیم غلط بر باد فنا دهد.

امروز ما را انگ قوم گرایی و فتنه گری می زنند. اما زمان و زمینه آزمونهای بزرگ همیشه بلند بوده است. همانگونه حرکت های کسانی چون شاه امان الله در زمانش کفر آمیز تبلیغ شد، همانگونه که مشروطه خواهان در زمانش فتنه گر نشان داده شدند.
ما این زخم ها را تحمل خواهیم کرد چون باور داریم وقتی مقاومت جنبش روشنایی به نتیجه رسید و انرژی مطمین به جنوب و جنوب شرق کشور رفت، وقتی افغانستان در سالهای بعد قادر شد برق حرارتی ارزان قیمت تولید و آنرا از طریق شبکه ملی به معادن افغانستان رساند و وقتی توسعه پایدار به میان آمد و کار خلق شد و وقتی پشتونهای دره میدان وردک و تاجیکهای سیغان و کهمرد نیز صاحب انرژی شدند، وقتی استخراج حاجی گگ و مس عینک ممکن شد، آنگاه مشخص خواهد شد که مطالبه جنبش روشنایی “قومی” بوده است یا “ملی”
اگر منطق برتر جنبش روشنایی نبود. اگر شعور بالای مردم نبود، اگر ایمان به رسالت مبارزه برضد تبعیض سیستماتیک در میان مردم گسترده نبود. شک نکنید که حیله و نیرنگ حکومت یا تطمیع و تهدید حکومت و یا هم خنجرهای از پشت که زده شدند و می شوند، تا حالا نعش جنبش روشنایی را به زمین انداخته بودند فاتحه ش را خوانده بودند و آنرا به قصه بدل کرده بودند.

اما جنبش روشنایی یک قصه نیست. بلکه یک “تاریخ” است. شک و یقین این آزمون در دوم اسد معلوم خواهد شد.
ما مصمم هستیم حکومت را پاسخگو کنیم و تبعیض را چلیپا بزنیم.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.