کد خبر : 3124
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۹ جدی ۱۳۹۵ - ۱:۰۵

تاريخ از مظلوميت هزاره چه به ياد دارد؟

تاريخ از مظلوميت هزاره چه به ياد دارد؟

احسان سلطاني قدمخواران داعش در افغانستان خودروی حامل کارگران معدن زغال سنگ را متوقف می‌کنند، فقط “هزاره”ها را از خودرو پایین می‌آورند و آنها را به رگبار می‌بندند. در نتیجه این حمله ۱۳ تن از کارگران معدن که همگی هزاره بوده‌اند، جان باخته‌اند. نوامبر سال گذشته “افراد ناشناس” در افغانستان، ۲۱ هزاره را در جاده

احسان سلطاني
قدمخواران داعش در افغانستان خودروی حامل کارگران معدن زغال سنگ را متوقف می‌کنند، فقط “هزاره”ها را از خودرو پایین می‌آورند و آنها را به رگبار می‌بندند. در نتیجه این حمله ۱۳ تن از کارگران معدن که همگی هزاره بوده‌اند، جان باخته‌اند.
نوامبر سال گذشته “افراد ناشناس” در افغانستان، ۲۱ هزاره را در جاده قندهار–زابل از اتوبوس پیاده کرده و ربودند و سر ۷ هزاره ربوده شده را به شکل وحشیانه‌ای از تن‌شان جدا کردند. چند ماه پیش از آن، تروریست‌ها، ۳۱ هزاره را در مسیر هرات به کابل به همین روش از اتوبوس پیاده کردند و ربودند.
چهار هزاره دیگر(دو زن، یک کودک و یک راننده ) را به همین روش در ماه ژوئن سال گذشته در ولایت غزنی ربودند.ماه می همان سال افراد مسلح ناشناس که لباس سربازان ارتش افغانستان را به تن داشتند، ۱۳ نفر از مسافران هزاره را در ولایت بلخ، از اتوبوس پائین آوردند و به رگبار بستند.
یکی از کارگران معدن که در اثر تیراندازی زخمی شده، می‌گوید افراد مسلح به ما می‌گفتند که شما “کافر” هستید و باید بمیرید. چندی پیش ویژه برنامه‌ی آماج پیرامون “گروگان‌گیری‌های هزاره ها” را نگاه می‌کردم؛ ذوالفقار امید، رئیس حزب کار و توسعه افغانستان می‌گفت “تروریست‌ها وقتی جلوی اتوبوس‌ها را می‌گیرند اول می‌گردند ببینند در میان مسافران کدامشان هزاره هستند؛ می‌گویند هزاره‌ها دست‌هایشان را بالا ببرند و خودشان را معرفی کنند و به این شکل فقط هزاره‌ها را به گروگان می‌گیرند.”
اگر این کشتار هدفمند هزاره‌ها در افغانستان، نامش “پاکسازی قومی” نیست، پس چیست؟
هزاره‌ها مظلوم‌ترین اقلیت خاورمیانه‌اند؛ از ۱۸۸۰ که عبدالرحمن‌خان زمام امور افغانستان را در دست گرفت و در اولین اقدامات خود به منظور تحکیم قدرتش دست به اعمال خشونت بار و خون‌باری علیه مردمان هزاره در افغانستان زد و هزاره‌ها که ساکنین اصلی قندهار بودند را به اجبار به نواحی مرکزی این کشور کوچاند تا قتل‌عام هزاران “کافر هزاره” در دهه ۹۰ به دست طالبان در مزار شریفِ بلخ و سر پل و بامیان تا هزاره‌های مقیم کویته در پاکستان که روزی نیست که خبر قربانی شدنشان به گوش نرسد.
از صد سال گذشته تا کنون، صدها هزار هزاره‌ را با اقدامات تبعیض‌آمیز و خشونت‌بار از افغانستان رانده‌اند؛آنها که مانده‌اند در اثر تبعیض‌های عمیق سیاسی و اجتماعی‌ای که در طول این سال‌ها به آنها روا داشته شده، در پائین‌ترین مراتب سیاسی و اجتماعی در این کشور قرار گرفته‌اند.
آنها هم که برای فرار از خشونت و تبعیض مجبور به کوچ و مهاجرت به کشورهای دیگر منطقه شده‌اند، گرفتار تبعیض و بدرفتاری و سرنوشت مشابهی شدند که در کشور خودشان با آن روبرو بودند. غم غربت و مهاجرت را به غم تبعیض و خشونت اضافه کنید؛ ببینید می‌توان مظلومیت یک هزاره را فهمید؟
در ایران که بیشترین اشتراکات زبانی و فرهنگی و مذهبی را با آنها داشتیم، چه میزبانان خوبی بودیم برای آنها؛ با فکر کردن به مظلومیت هزاره‌ها انگار یک چیزی سینه‌ی آدم را فشار می‌دهد.
نمی‌دانم چه تعداد هزاره‌ از دهه نود میلادی به این سو در اثر خشونت‌های هدفمند با کوچ اجباری از افغانستان به کشورهای ایران،پاکستان، عراق، ترکیه و سوریه پناه بردند و یا خود را به کشورهای اروپایی رساندند؛ اما بر اساس آمار رسمی وزارت کشور دستکم ۳ میلیون افغانستانی در ایران زندگی می کنند که با توجه به اشتراکات زبانی و مذهبی هزاره‌ها به ایرانیان، به نظر می‌رسد اکثریت این مهاجران را هزاره‌ها تشکیل می‌دهند و این دقیقا همان اتفاقی ست که ما آن را با نام “پاکسازی قومی/نژادی” می‌شناسیم.
در سال ۱۴۹۲ جزیره هائیتی ۹۰۰ هزار نفر جمعیت بومی داشت. در سال ۱۵۰۸ تنها ۶۰ هزار نفر از این مردم زنده بودند. در سال ۱۵۳۳ تعداد سکنه بومی تنها ۴۰۰۰ نفر گزارش شد و در نیمه سده هیجدهم هیچ نشانی از آنان برجای نماند.
تاریخ آیا چیزی از موریسک ها و کوچ اجباری و پراکندن آنها توسط فیلیپ دوم در اسپانیا به خاطر دارد؟
اتفاقی که در طول این سال‌ها برای هزاره‌ها در افغانستان در حال وقوع است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.